خدايا عاشقان را با غم عشق آشنا کن... ز غمهاي دگر غير از غم عشقت، رها کن
121 posts
اي نسيم صبحدم، يارم کجاست؟
غم ز حد بگذشت، غمخوارم کجاست؟
وقت کارست، اي نسيم، از کار او
گر خبر داري، بگو دارم، کجاست؟
خواب در چشمم نميآيد به شب
آن چراغ چشم بيدارم کجاست؟
بر در او از براي ديدني
بارها رفتم، ولي بارم کجاست؟
دوست گفت: آشفته گرد و زار باش
دوستان آشفته و زارم، کجاست؟
نيستم آسوده از کارش دمي
يارب، آن، آسوده از کارم کجاست؟
تا به گوش او رسانم حال خويش
نالهاي اوحديوارم کجاست؟
![]()