بار الهـــــی...

 

چندی است ،آرزویی در دل دارم...

ندایی را در دل وذهن ،زمزمه می کنم...

خدای مهربانم...

خودت خوب می دانی که خسته ام...

چه از لحاظ فکری، چه از لحاظ روحی، خسته ام

خدایا، آرزویی دارم...

رویایم اینست که روزی از تهران، این شهرشلوغ

وپرهیاهو بروم...

 

خدایا...

در شلوغی خیابانهای تهران، توراگم کرده ام.

 

در هیاهوهای تهران،ندای تو گم شده است.

احساس می کنم، زندگی پرمشغله شهــــــر،

مرااز تو بسیار دور کرده است...

 

خدایا!

به سکوت نیاز دارم...

به درخت... آب جاری... رودخانه ای روان...

 

grape.jpg

 

نوای پرندگان رهــــــا...

دلم، زندگی در یک روستا را می خواهد.

یک روستا، به دور از هیاهوهای شهــــر...

AsrAbade%20Majoomerd%20(2).jpg

 

یک خانه کوچک کاهگلی...

باغچه ای کوچک...

یک دنیا..آرامــــــــــش.

یک دنیا تــــــو...

یکدنیا، عشـــــــــق ...

 

یک دنیا، صافی و صداقت مردم روستـــــا...

مردمی که به واقع پاکند وزلال...

ایمانی که در چین های صورتشان می بینــــی،

واقعــــی است...

باورکن.. خود خداست...

 

جایی که هیچ بازی سیاسی نیست،

اصلا" برایشان فرق نمی کند که چه کسی می خواهد

رئیس جمهور شود... هرکه شد، شد... مهم نیست !

سرشان به زراعت خود گرم است...

به سهمیه آب زمین هایشان...

به بیل و کلنگی که دارند...ما کجائیم خدایا؟!!!

 

خدایـــــا...

زندگی در این شهرپرهیاهو، مرا از تو دور کرده است...

آرزویم اجابت فرما...

یک روستا... یک زندگی روستایی...

یک زندگی ساده...

Bam 2.jpg

 

زندگیی که هنگام  قدم زدن میان درخت های باغش،

بتوان تورا دید...

 

از میان پرته های نور... چهره تورا تجسم کرد...

 

جایی که خاک، بوی حیات و برکت سفره می شود.

جایی که صداقت واقعی، کرسی حاکمیت شفاف توست...

 

خدایا.. ندایم شنــــو... خسته ام !

آمین ..

آمین

 

کیمیا منفرد

۸ تیر ۸۸ خورشیدی