سلام دوستان عزیز...

 

کسانی که پای همیشگی وبلاگ من  هستند،به خاطــــــر دارند

پست ۹۰ رو... ظلم انسان به خدا، عنوان پستی بود که درآن

از زبان درختان، سخن گفتم.

زمان آن پست، پنجم اردی بهشت ۸۸ بود... دیروز، دوازدهم

تیر ۸۸ از جلوی همان درخت، باز گذر کردم...

 

dr1.jpg

.

dr3.jpg

.

dr6.jpg

.

dr7.jpg

.

dr2.jpg

.

dr4.jpg

 

پوست این زبان بسته را کنده اند وباآتش زدن درون آن، درخت را از

درون سوزانده اند...

 

dr8.jpg

.

dr5.jpg

.

 

اما ماجرا به همین درخت بخت برگشته ختم نشده است. چند قدم بالاتر

با این صحنه دلخراش روبرو شدم...

 

dr10.jpg

.

dr9.jpg

.

.

اگر باور داشته باشیم که این فقط ما نیستیم که حق حیات داریــــــــم،

بلکه موجودات دیگری نیز در این خلقت در کنارما آفریـــــده شده اند،

شاید بهتر درک کنیم که باید به طبیعت پیرامون خود،احترام بگذاریم...

 

باور کنیم که این درختان، حیوانات و گل وگیاهان هم مثل ما جان دارند

و زندگی برای آنان نیز ارزشمند است ...

این فقط احترام به طبیعت نیست، بلکه احترام به خود، شخصیتمـــان

و از آن والاتر، احترام به خداوندی است که برای همه ما عزیز است

و به عبادت او سفارش شده ایم...

چه خوب است وقتی از کنار درختی می گذریم، در دل به او سلام

بگوییم... دست نوازشی رویش بکشیم و در دل، خداوند را بخاطر

خلقتهای زیبایش، بستاییم. این هم می تواند به نوعی ، عبادت

خدای یگانه باشد. عبادتی که از عبادات شرعی و دینی، چیزی کم

ندارد...

آمین.

 

تقدیم به خداوند و تمامی طبیعت دوستان الهی...

کیمیا منفرد

۱۳  تیر ۸۸ خورشیدی